حسن حسن زاده آملى
232
هزار و يك كلمه (فارسى)
چنان كه سابقا ذكر شد تمام موجودات مظهر يك اسم از اسماى حقّند ، و هر صفت كماليه در هر موجودى هست در خالق آن هست به طور اعلى و اكمل ، ولى نواقص آن نيست ، مثلا يكى از صفات كماليه نور كه عبارت است از اينكه اشيا را اظهار مىكند . در خداوند ( تبارك و تعالى ) به طور اكمل هست ؛ زيرا كه به واسطه او اشياء عالم موجود است . يكى از صفاتش تربيت درخت و گياه است . خداوند اين كار را انجام مىدهد . يكى از صفاتش هدايت كردن است ، خداوند هادى است . امّا نواقص نور بسيار است ، چنان كه در چشم انسان مىگنجد و مكان دارد و حركت مىكند . و اين صفات در حق نيست ، اما اصل حقيقت كماليه نور هست ، چنان كه فرمود اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ « 1 » به يك معنى . و به همين معنى است كه اشراقيين از واجب الوجود على الاطلاق به « نور الانوار » تعبير كردهاند . در حديث ديگر از راه ضرورت و اكتساب از حضرت رضا عليه السّلام رؤيت را باطل نموده « 2 » . خلاصهء كلام اينكه تصوّر بعض امورات بديهى است ، مثل تصوّر حرارت و برودت و ترى و خشكى و شيرينى و تلخى كه با همين حواسّ خمسه درك مىشود ، و بعضى امورات هست كه اينطور ضرورى و بديهى نيست كه اگر بپرسند فورى انسان نمىتواند به طرف بفهماند . آن چيزهايى است كه به حواسّ خمسه درك نمىشود ، مثل اين قوهء برقى كه روى سيم چراغ برق است وقتى وارد لامپ شد روشن مىشود ، و وقتى سيم پاره شد به هركس بگيرد - مثل اسب و انسان - مىكشد ، ما نمىبينيم و نمىفهميم مگر بعد از بروز آثار او . بعد از اين گوييم : اهل سنّت مىگويند : حضرت حق را در دنيا نمىتوان ديد ، پس تصوّر او ضرورى نيست و از قبيل امور غير محسوسه است . در آخرت انسان او را مىبيند پس معلوم مىشود در آخرت از قبيل امور محسوسه است .
--> ( 1 ) - نور ( 24 ) : 35 . ( 2 ) - توحيد ، ص 109 - 110 ، باب ما جاء في الرؤية ، ح 8 .